چالش فرهنگ سازی درک فرزندخواندگی

فرزندخواندگی, آسیب های روانی, ضربه, فرزندپروری, مهرنوش نرسی

 زمانی بود که مردم توی ماشین، کمربند ایمنی نمی بستند. هیچ آموزشی هم فایده نداشت. پس برنامه همیار پلیس راه افتاد. بچه ها شدن همیار آقای پلیس، تو ماشین، بابا کمربند نمی بست، از دست پلیس در می رفت ولی از دست پسر و دختر کوچولوش که نمی توانست دربره. حالا شاید موثرترین گامی که بتوانیم برداریم همینه: فرهنگ سلامت را به بچه هامون یاد بدیم و تبدیلشان کنیم به معلم نسل فعلی و نسل آتی.
یک چالش قصه گویی برای بچه‌هامون، چه زیستی و چه فرزندخوانده، راه بندازیم. فقط یکی از قصه هایی که شبهای هفته براشون می گیم، قصه ای باشه برای بیان یکی از این واقعیتها که آدمها با هم فرق دارند و همه قابل احترامند، نباید به خودمان اجازه قضاوت کردن بدهیم، بر اساس حدس و گمان اظهار نظر نکنیم، فرزندخواندگی یک وضعیت طبیعیه، مسخره کردن، برتر دانستن خودمون، از روی ناآگاهی حرف زدن و… همه رفتارهای غلط هستند.
به به چه لذتی داره که شاهد باشیم که بچه هفت، هشت ساله ای، صحبت مامان/باباش را قطع می کنه و می گه: ببخشید، ولی دارین اشتباه می کنین. من یه دوستی دارم که مامانش بهش گفته فرزندخوانده با بچه زیستی هیچ فرقی نداره. تازه ما اجازه نداریم دیگران را با فکرهای اشتباهمون اذیت کنیم.
این کار را چند روز قبل، درباره موضوعی دیگه، مامان فرفره توی پیج فرزندخوانده با بچه های نازنینش انجام داده اند.
شروع کنیم ؟