پدری و مادری سازنده – گفتار دوم: تشویق

پدری و مادری سازنده. ارتباط موثر. تشویق. فرزندپروری

مثال برای اولین گام دربحث تشویق:

بچه ام برگ گلدان ها را می کند. گلدان های بزرگی هستند و نمی توانم جابه جایشان کنم. دم گربه خانگی مان را می کشد و اذیتش می کند.
اول از خودم می پرسم دلم می خواهد چه کار کند؟ می خواهم گلدانها را تماشا کند، به برگهایش دست بکشد، و تجربه کند اما آنها را خراب نکند. گربه را نوازش کند، ولی اذیتش نکند.
به رفتارهایش توجه می‌کنم. آیا وقت هایی هست که با گیاهان و حیوانات مهربان باشد؟ گاهی پیش می آید که وقتی گل ها را آب می دهم، کنارم می ایستد و تماشا می کند. گاهی هم وقتی برای گربه غذا می ریزم، می خواهد خودش این کار را بکند. از این به بعد، هر وقت این رفتارها را نشان می دهد بلافاصله با لبخند رفتارش را توصیف کنم؛ می گویم آرام ایستاده ای و تماشا می کنی، آفرین. می خواهی به گربه مهربانی کنی و برایش غذا بریزی، چه کار خوبی.
حواسم هست که حتماً هر بار اینطور رفتارها را تحسین کنم. یک برنامه‌ریزی کوچک می کنم؛ وقتی بچه ام سرحال است و خودم هم آمادگی دارم اجرایش می کنم. برنامه این هفته این است:
به انتخاب خودش، یک شاخه گل می خریم. با همدیگر تمرین می کنیم که چطور آرام نوازشش کنیم و به گلبرگهایش دست بکشیم.
توی پارک یک لانه مورچه پیدا می کنیم. برایشان شکر می ریزیم، نگاهشان می کنیم و درباره زندگی شان حرف می زنیم.
شبها قصه خاله پیرزن را می‌گویم که به همه حیواناتی که زیر باران مانده اند، پناه می‌دهد.
موقع انجام این ها لبخند می زنم و کودکان را بابت رفتارهای درست و اظهارنظرهای مثبتش تحسین می کنم.

تشویق گام به گام باعث شکل گیری رفتارهای مطلوب در کودک می‌شود.

ما فراوان تحسین می‌کنیم و گاهی برای رفتارهایی که انجامش چندان ساده نیست، جایزه هم می دهیم.
دفتر تمرینتان را بیاورید و تا برویم سراغ کاربرد تشویق در تغییر رفتار کودکان.
یک. فهرستی تهیه کنید از رفتارهایی که می خواهید تغییر کند یا ایجاد شود؛ مثلاً بچّه با گیاهان و حیوانات مهربان تر باشد؛ گل ها را پرپر نکند و حیوانات را نترساند و با آنها مهربان باشد.
دو. دقت کنید الان کدام یک از این رفتارها را دارد؛ مثلا گاهی ممکن است برای تمیز کردن برگهای سبز گلدان کمکتان کند.
سه. این رفتارها را شناسایی کنید و حتما او را تحسین کنید.
چهار. برنامه ای بریزید که باعث شود بچه رفتارهای مطلوب را یاد بگیرد و تمرین کند. موقع یادگیری، کوشش هایش را تحسین کنید.

تشویق کلامی یا تحسین کودک، باید توصیفی باشد:
کتابها را گذاشتی تو قفسه، اسباب بازی ها هم جمع کردی. آفرین!
بشقاب و لیوان خودت را جمع کردی، باریک الله!
بلوز تمیز پوشیدی. جورابهات هم شستی. چه بچه تمیزی، آفرین!
و این تحسین نباید دنباله داشته باشد. بله دنباله:
…چه بچه تمیزی، بین چه خوبه بو ندی!
…وسایلت را جمع کردی، خب چرا همیشه این کار رو نمی کنی؟!
…سفره را تمیز کردی، چه عجب!
دنباله لازم نیست. نصیحت لازم نیست.
یک. دقت کنید که موقع تحسین ازچه لحن و کلامی استفاده می کنید؟

دو‌. دنباله داره؟

چرا گاهی بچه ها را که تحسین می کنیم، بدرفتارتر می شوند؟

داستان قشنگی در این باره تو کتاب دکتر گینوت آمده:
مامانی با دو تا پسر و همسرش از مسافرت بر می گشتن. پسر بزرگ تر، روی صندلی عقب ماشین، در سکوت و آرامش کنار داداش کوچولوش نشسته بوده. مامان بهش می گه، آفرین پسرم، چقدر آرام کنار برادرت نشستی و هوایش را داری. چند لحظه بعد، او تمام شیطنتهای ممکن را انجام می ده، پاش رو می زنه به زیرسیگاری توی ماشین و همه جا را از خاکستر پر می کنه و چون از تونل رد می شدند وضع خیلی بدی پیش می آد. چند روز بعد، می ره پیش مامانش و می گه، مامان می دونی اون روز چی شد؟ وقتی ازم تعریف کردی، داشتم فکر می کردم داداشم درست وسط صندلی عقب نشسته، اگه یه کامیون به ما بزنه و ماشین رو نصف کنه، من و تو و بابا که کنار نشستیم چیزی مون نمی شه، ولی داداشم که این وسطه نصف می شه و از دستش راحت می شم. وقتی گفتی هوایش را دارم، خیلی عذاب وجدان گرفتم، خواستم نشون بدم آنقدر که فکر می کنی بچه خوبی نیستم.

چرا بعضی از کودکان تشویق یا تحسین ما را رد می کنند یا بعداز آن بدرفتار می شوند؟
یک. در آن لحظه بخصوص احساس خوبی ندارند. مثلا از نقاشی که کشیده واقعا ناراضی است، اگر از کارش تعریف کنیم مخالفت می کند و اگر اصرار کنیم، عصبانی می شود. بهتر است اینجور وقتها فقط بگوئیم: از کارت راضی نیستی، می فهمم.
دو. صادق نیستیم و بچه می فهمد. می داند که به نظرش نقاشی اش را دوست نداریم، داریم تعریف می کنیم تا راضی اش کنیم یا ساکتش کنیم.
سه. اظهارنظرهای منفی زیادی درباره خودش شنیده است. وقتی از بچه ای که دائم می شنود شیطونی، خرابکاری، اذیت نکن، تعریف می کنیم، باورش نمی شود که راست می گوییم. امتحانمان می کند. شیطنت می کند و نگاه می کند که حرفمان را پس می گیریم یا نه. گاهی هم به دلیل نبود تحسین و تشویق، تنبیه یا سرزنش زیاد یا غفلت هیجانی، کودک اصلا احساس خوبی به خودش ندارد. وقتی از او تعریف می کنیم، عذاب وجدان می گیرد. می خواهد نشان دهد آنقدرها که فکر می کنیم خوب نیست و لایق تشویق و تحسین ما نیست.
یادمون باشه، حرف خوبی که زده ایم را پس نمی گیریم. محتاج ترین کودک به تحسین و تشویق، کودکی است که آن را پس می زند.

در پاسخ کودکی که تشویق یا تحسین را رد می کند، چه بگوییم؟
_چه نقاشی قشنگی.
_هیچم قشنگ نیست!
_انگار نقاشی ات را دوست نداری.

_آفرین بالاخره مساله ریاضی ات را حل کردی.
_که چی؟ همه بچه ها حل کردن.
_ با این حال حواسم بود که چقدر تلاش کردی و چقدر زحمت کشیدی تا حلش کنی.

_اتاقت را که مرتب کنی، جایزه می گیری.
_جایزه نمی خوام.
_انگار مرتب کردن اتاق برات واقعا کار سختیه. کمی کمک می خواهی؟

_ آفرین به تو.
_مسخره ام می کنی؟
_به نظرت این کار آفرین نداره؟ من واقعا فکر می کنم، آفرین داره.
اگر توجه کنید، می بینید که در پاسخ، روی افکار و احساسات کودک متمرکز می شویم. حرفمان را پس نمی گیریم و نشان می دهیم که ممکن است اختلاف نظر داشته باشیم.