فرزندپروری سازنده – گفتار اول: ارتباط موثر

ارتباط موثر, فرزندپروزی سازنده, پدری و مادری, سازنده

اولین گام فرزند پروری سازنده، ارتباط موثر است.
روان سالم در ارتباط سالم شکل می گیره.
ارتباط سالم، دلبستگی سالم رو شکل میده.
دلبستگی سالم، توان اعتماد کردن رو شکل میده. اعتماد کردن، قدرت برقراری ارتباط سالم را شکل می‌ده.
ارتباط سالم، دلبستگی سالم، اعتماد و احساس امنیت، باعث میشه ارتباطات ناسالم رو زود تشخیص بدیم و خودمان را از آنها بیرون بکشیم.
برای ساختن همه این چیزهای زیبا در روح و روان فرزندمان، ابزارمان، ارتباط موثر است.
چرخه پیچیده ای است!
تو این چرخه پیچیده، ارتباطمان با کودک در چه وضعیتیه؟
این تمرین ها را انجام بدید و نتیجه اش رو توی دفترچه تون بنویسید. تاکید می‌کنم، لطفا بنویسید. نوشتن تمرین ها خیلی مهمه.
یک. جاهای مختلف خانه، قلم و کاغذ بگذارید. مثلا روی در یخچال، توی اتاق بچه و کنار میز تلفن. هر بار که به بچه امر و نهی یا بکن _نکن می‌کنید یا داد می زنید یک ضربدر روی کاغذ بزنید. منظورمان درخواستهای سالم نیست، منظور بکن نکن های بی فایده، با عرض معذرت غر زدن دایمی و داد و فریاد بی نتیجه و سختگیری های بی مورد است. آخر روز تعداد ضربدر ها را بشمارید. هر ضربدر، یک زخم کوچک روی رابطه است.
دو. بعد از شمردن ضربدرها، یادتون باشه شروع به سرزنش خودتون نکنید. پدر و مادری به شدت کار سختیه، به خودتون افتخار کنید که دارین سعی می کنین اوضاع را بهتر کنید.
سه. روز بعد، همانطور که دارین ضربدر میزنین، به این نکته توجه کنید که کدام یک از دستورهای شما انجام میشه و کدوم رو دارین تکرار می کنید. کدام یک غیر ضروریه؟ یا ضروریه ولی گفتنش به هیچ نتیجه ای نمی رسه؟ دور این ضربدرها، یک دایره بکشین یا آن مورد را بنویسید.
چهار. این موارد را حذف کنید، دیگه نگین.
نمیشه؟ نمیشه بچه را همین طوری رها کرد؟ نمیشه بهش نگیم که این کار را انجام بده یا نده؟ معلومه که نمی شه! البته که باید تصحیحش کنیم و رفتار درست را بهش یاد بدیم. فقط موضوع اینه: کاری که داریم می‌کنیم به نتیجه میرسه یا فقط شما میگید و او گوش نمیکنه؟ آیا به قیمت خراب شدن رابطه تون و به زور ترس و تهدید اتفاق می افته؟ آیا باید صد بار تکرار کنید تا انجام بشه؟ اگه اینطوره، روشهای مورد استفاده، سازنده نیست. آنها را حذف کنیم تا بتوانیم روش های سودمند رو جایگزین کنیم.
اگر قدم اول را تمرین کردید، بریم سراغ قدم دوم برای ساختن ارتباط.
بعد از حرف تذکرهای غیرضروری:
یک. مثل عقاب مراقب بچه تون باشید. هر وقت یک گام کوچک به طرف رفتار مناسب برداشت و یک رفتار خیلی کوچک مثبت نشان داد، حتی اگر هنوز منطبق با انتظارتان، نیست، تشویقش کنید. به خصوص رفتارهایی کوچک و ریز را ببینید و تحسین کنید. آفرین گفتن کافی نیست. رفتارش را توصیف کنید تا کودک نقشه راه داشته باشد و بداند که چگونه دوباره می تواند رفتارش را تکرار کند یا در موقعیت مشابه چگونه باید رفتار کند.
به جای آفرین پسرم،
بگویید، آب که خوردی لیوان را بردی گذاشتی تو آشپزخونه، آفرین پسرم.
به جای مرسی دخترم
بگویید، وقتی گفتم شکلات نمی خریم، با خوش اخلاقی گفتی باشه مامان.
به جای نوش جان،
بگویید، بعد از غذا که گفتی دستت درد نکنه مامان. اینقدر احساس خوبی پیدا کردم. نوش جونت مادر
نکته: اگر فکر می کنید کی حوصله داره این همه حرف بزنه، پست بعدی ( در روز شنبه) را با دقت بیشتری بخوانید.
دو. مثل عقاب مراقب خودتون باشید. آیا سرسری به بچه چیزی می گین و رد می شین، یا لبخند می زنین و با خوش رویی تحسین می کنید؟ آیا زبان بدنمان نشان دهنده شادی و رضایته یا با آخرین رمق های مادر یا پدری خسته یه اظهارنظرهایی می کنیم؟ لحن تان نرم و پرعاطفه است یا خشک یا بی تفاوت؟
سه. نتیجه را هر شب توی دفترچه تون بنویسید و خودتان را بابت هر پیشرفتی که در رفتار با بچه تون داشتید تحسین کنید. حتما جملات تحسین آمیز خطاب به خودتان را بنویسید و فقط بهش فکر نکنید.
پی نوشت: یادتون که هست، مشاوره و کلاس مجازی جای مشاوره حضوری را نمی گیره.
پس نوشت دوم : شاید درست تر باش تو متن بنویسم «فرزندتون»، اما هر وقت می نویسم بچه تون، تصویر مامانی تو ذهنم می آید که بچه سه چهارساله اش را تو بغل گرفته و هر دو دارن با عشق به هم نگاه می کنن و می خندند. کلمه قشنگیه، بچه تون…

قبلا گفتیم رفتار مثبت بچه‌ها را تحسین کنیم. گاهی والدین میگن آخه اینجوری که همش باید در حال صحبت کردن باشیم. راستش ما همیشه در حال صحبت کردن با بچه ها هستیم، مهم اینه حواسمان به محتوایی که می گیم باشه:
دیگه دوستت ندارم! باهات قهرم.
چرا شکستی؟ خوبه منم اسباب بازی های تو رو بشکنم؟
دیگه خسته شدم. الان همه اسباب بازی هات رو میزارم پشت در که ببرن، بندازن تو سطل زباله.
پا میشم میزنمت ها! ( البته معمولا بدون اخطار زده می شود)
زشته، نکن. آبرویمان را بردی.
این موارد، نمونه های برجسته و مشخص هستند. شاید بدانیم که نباید این حرفها را بزنیم و نزنیم؛ اما سوال اینه: وقتی خسته، عصبانی یا آزرده هستیم، چی می گیم؟
یک. تنها، در یک جای خلوت بنشینید، به مشاجره ای که با بچه تون داشتید فکر کنید، به خاطر بیارید ( یا تصور کنید) چه چیزهایی گفته اید (یا خواهید گفت)، همان حرفها را با همان لحن بگوبید و ضبط کنید.
دو. نفس عمیق بکشید، خودتان را آرام کنید و همچنان در تنهایی به صدایتان، لحنتان، کلماتتان گوش بدهید.
سه. به این سوال جواب بدهید که چه پیامی را به بچه منتقل می کنید؟ می خواهید تصور بچه از خودش همین باشه؟فرزندتان با شنیدن این جملات و این لحن چه احساس پیدا می کند؟ در مثال های قبلی، پیام ها و احساسات احتمالی اینها هستند:
*من بچه بدرفتاری هستم که حتی عزیزانم نمی توانند تحملم کنند. از خودم متنفرم. *من ارزشمند و دوست داشتنی نیستم. احساس تنهایی می کنم و می ترسم. *انتقام گرفتن راه خوبی است. عصبانی هستم. هر وقت بتوانم تلافی می کنم.
*دوستم ندارند، به وسایل شخصی من دست درازی می کنند. ازشون بدم می آید اما کاری نمی توانم بکنم، درمانده ام.
*هر لحظه باید مراقب باشم. احساس امنیت نمی کنم. *من باعث خجالت و مایه شرم هستم. از چیزی که هستم شرمنده ام.
می گین نه بابا! اینجوریام نیست؟ به خاطرات کودکی خودتون فکر کنید. چه پیامی از رفتار بزرگترها می گرفتید و چه احساسی داشتید.
چهار. صدایی که ضبط کرده اید را پاک کنید. نمی خواهیم دوباره بهش گوش بدهیم یا بچه تصادفا آن را بشنود.
پنج. به گام قبلی، تحسین کردن کودک برگردید ، و آن را حسابی تمرین کنید. در مکالمه با کودک هشیار بودن را تمرین کنید. دارم چه پیامی را بهش منتقل می کنم؟
قصه به آنجا رسید که فهمیدیم کلماتمان به کودک می گویند درباره خودش و دنیا چگونه فکر کند، و برای یک رابطه مثبت، نیازمند کلمات مثبت هستیم.
اما کلمات خیلی مثبت هم زهرهای شیرین هستند. تو بهترین بچه دنیایی
نقاشی ات از همه قشنگ تر است
استعداد خارق العاده ای داری
الگوی همه بچه ها هستی
خواهرت باید از تو یاد بگیرد… این ها جملات غلوآمیز ای هستند که دیدگاه درستی از کودک به خودش نمی دهند.
۱-  تعریف های غلوآمیز تان را پیدا و حذف کنید.
۲- مقایسه ها را پیدا و حذف کنید. اینکه بچه‌ای بخواهد برای بقیه الگوی خانومی و آقایی باشد باری روی شانه اش می گذارد که ورای حد تحملش است و فرصت تجربه، شکست و خطاهایی که می‌تواند بسیار از آنها بیاموزد را از کودک می‌گیرد.
۳- ذوق و شوق افراطیتان را کشف و حذف کنید. اگر فرزندتان شاگرد اول شده خودش باید به این موضوع افتخار کند و شما هم خوشحال باشید؛ نه اینکه خودش خوشحال باشد و شما به شدت افتخار کنید. بچه ها نماینده برآوردن آرزوهای ما نیستند.
رفتارهای خیلی خیلی ساده ای هست که می توانید با انجام آنها، رابطه گرمی با فرزندتون بسازید.
یک.وقتی تصادفا نگاه تان به چشمش می افتد لبخند کوچکی بزنید.
دو. با هم کارهای خنده دار بکنید. بخندید، آن هم با صدای بلند.
سه. بدون تلویزیون و موبایل با هم غذا بخورید. هنگام غذا صحبت کنید و اوقات خوشی داشته باشید.
چهار. قبل از خواب بچه تان را نوازش کنید و اگر دوست دارد، ماساژ بدهید.
پنج. بچه را تا تختخواب همراهی کنید، کنارش بنشینید و چیزهای خوشایند بگویید.
شش. فرزندتان را ببوسید و محکم بغل کنید.
هفت. اجازه بدهید بچه از سر و کولتان بالا برود، بغلتان کند، روی پایتان بنشیند، سرش را به سینه شما تکیه دهد و شما را ببوسد.
هشت. سرزنش نکنید، متلک نگویید، مسخره اش نکنید.
نه. تر و تازه و تمیز باشید. لباس مرتب بپوشید. خوشبو باشید.
ده. خوش قول باشید.
این موارد را توی دفترچه تمرین تان بنویسد. دست کم یک هفته، هر شب مرور کنید که آیا از این رشته های ابریشمین رابطه به خوبی مراقبت کرده اید؟ ایده جدیدی دارید که به لیست تان اضافه کنید؟ رشته های ابریشمی رابطه با همسرتان چی؟ حالشون خوبه؟
گفتار اولمون را تمام کردیم.
گام های کوچک اما مهمی بود برای شکل دادن رابطه ای همراه با اعتماد و امنیت.
روز پنج شنبه از ساعت ده تا دوازده، برای جمع بندی و تکمیل مطلب و همین طور پرسش و پاسخ جلسه کوچکی برای مامان و باباها داریم. برای هماهنگی و شرکت در جلسه، با این شماره بگیرید.
۸۸۵۱۸۱۹۸